الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

168

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

و اللّه و اللّه حلفة صدرت * من مخلص فى الولاء مغموس انى لو كنت مالكا اربى * كان بطوس الغناء تعريسى و كنت امضى العزيم مرتحلا * متنسفا فيه قوة العيس لمشهد بالزكاء ملتحف * و بالسنا و الثناء مانوس يا سيدى و ابن ساداتى ضحكت * وجوه دهرى به عقب تعبيس اى مسافرى كه براى زيارت ، به سرزمين طوس مشرف مىشوى و عازم مشهدى هستى ، كه از هرگونه آلودگى ، پاكيزه و سرزمين مقدسى است . سلام مرا به حضرت رضا عليه السّلام تقديم بدار ، و پيشانى به جايگاهى بساى كه بهترين بندگان خداى را در خود جاى داده است . به خدا سوگند آرى ، به خدا سوگند و اين سوگندى است كه ، از دل اخلاص كيشى سر زده ، كه به تمام معنى ، ولايت اهل بيت را در دل خود جاى داده ، و در درياى عميق ولايت ايشان فرو رفته است . اكنون هرگاه اختيار مىداشتم عازم طوس مىشدم ، و بار اقامتم را در آن سرزمين ولايت آيين ، از مركب به زير مىآوردم ، و براى اين منظور شبانه‌روز ، راه مىپيمودم تا مركبم با تمام آرزو بدانجا زانو زند . و به زيارت مشهدى مشرف گردم كه خورشيد ، افتخار تابش آنجا را دارد و ازآنجا نور مىگيرد ، و مورد ستايش خدا و همه مقربان است . اينك ، اى آقاى من ، و اى يادگار مواليان من ، بايد بگويم : براثر ارادتمندى به شما است كه ، لب‌هاى روزگار از هم باز شده و پس از آنكه مدت‌ها هدف ترش‌رويى او بوده‌ام ، با لبخند شادى مرا به خود مىخواند . برخى از ابيات بعدى اين قصيده ، براثر اندراس آن نسخه ، از ميان رفته و ما نتوانستيم آنها را استنساخ كنيم و چنان مىپندارم كه قصيدهء مزبور را شيخ